یکی اون بالا حواسش همیشه به بنده هاشه !

استرس دارم استرس کاری که میدانم دیر یا زود تعطیل میشه ولی بازم دارم میجنگم بارش

گاهی با خودم میگم اگه اینم نباشه چه کنم :/

چه میشه کرد پس باید بجنگم ... نمیدانم چرا باید حال خوبم رو فدای روز کاری بدم بکنم ؟

هیم ... نمیدانم 

دلم برای پوریا تنگ شده ... دلم میخواد بود و بغلش میکردم ... 

تا عصر باید صبر کنم برای دیدنش ... اونم اگه نخواد بره باشگاه یا بیرون ...

زنگ زد ... :) 

ولی انگار حوصله اونم ندارم ... 

 

 

 

+تاریخ چهارشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 13:16 نویسنده افتــــــابــ خامـــوش |