|
یکی اون بالا حواسش همیشه به بنده هاشه ! |
انقدر دوستش دارم و بهش وابسته شدم که خودمم باورم نمیشه تو این مدت کوتاه ....
حتی باورم نمیشه این همه احساس تو یه مشت قلب چطور جا شده ؟ ...

پ . ن :
- دیروز رفتیم برای مادرآ کادو گرفتیم ؛ رفتم دم در که کادوی مادرشو بدم مجبورم کرد که برم داخل
یک ساعتی نشستم و گپ زدیم و گفتیم و خندیدیم .... از بودن باهاشان لذت بردم و این لذت به
هیچی تو دنیا نمیدم ... اینکه میبینم انقدر دوستم دارن و دور ورم میچرخن ؛ برام لذت بخشه ...