یکی اون بالا حواسش همیشه به بنده هاشه !

+ نمیدانم ٬ واقعا نمیدانم ٬ واقعا خاصیت دوست داشتن اینه  که برای نظر

طرف مقابلت ارزش قائل نشی ؟ .... فکر نمیکنم بتوانم اینجوری ادامه  بدم !

واقعا کی میخواد به نظراتم احترام بذاره ؟ جالب اینجاس تلفن و اسمسم جواب نمیده !

+ آغا من خسته  شدم .... آی خدا منو میبینی دیگه  ؟ خیالم راحت باشه ؟

+ به توصیه یکی از دوستان ختم قران نذر کردیم و از دیشب شروع کردم !

حالا  شب ا حدیث کثا ٬ دعای معراج ٬ سوره یس ٬ و چند صفحه  قران میخوانم ...

بماند که  از اول محرم به رسم عادت  زیارت عاشورا هم میخوانم !

واقعا هاله نور م کمه   ؟

+ خدا اون روز نیاره که  به همه  اینا بی ایمان شم ... :( همیشه که خدا نباید بنده هاشو

امتحان کنه ٬ گاهی هم بنده باید حرفای خداشو امتحان کنه  .. والا !

+ به توصیه این برو بچ ناباب وی چت نصب کردم رو گوشیم بعد سیستمش اینجوریه  که

هرکی شمارمو داشته باشه یا من شماره ش داشته باشم ٬ وی چت داشته باشه

معلوم میشه ٬ خلاصه دیدم یه بنده خدایی هی بهم پی ام میده  ... باهاش که حرفیدم

دیدم یکی از بچه  های لرستانه  که  دوره کاردانی چند ترم باهم همکلاس بودیم ! :)

+ الان آهنگ جدید گوگوش رو دیدم ٬ به اسم برای من .... خداییش عالی بود !

نیدونم چرا تازگی آ توی همه  ویدوئو هاش  گریه میکنه ؟ ...

+ با خاله مژگان حرف زدن یکی از بترین راه های شارژ شدنه  ٬ اصلا از تفریحات مفرح و سالمه

+ یه دوستی داریم ٬ که یه بار مجبوری خانه اونا نماز خواندم (شایان ذکر است که من خیلی کم جایی

نماز میخوانم دلایلشم بماند ) خلاصه وقتی نمازم تمام شد با تعجب تمام نگام کرد و گفت

سر زانو هات سیاه میشه سجده میری ! والا منکه یه مدت نماز خواندم دیدم سر زانو هام

سیاه شد دیگه نخواندم ...  فک کن ! ... نه فقط فک کن !

 

شب نوشت :

- نمیدانم اصلا چه رسمیه من دارم هر وقت با یکی بحثم میشه خودمو موظف (؟) میدانم

برم آشتی ...

- تا ساعت ۴ که اس دادم گوه خوردم (دور از من ) جواب نداد ٬ اونم گفت شکر خوردی ... این چه

حرفیه و بعدش باز جواب نداد ... یه دسته گل بنفش مث اولین گلی که براش خریدم ٬ خریدم

و رفت منت کشی ... نبودش ! وقتی آمد دیدم یه لحاف پشم شیشه قرمز خریده !

برای من :/ ... میگه شب آ سردت میشه .... خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا !

+تاریخ چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ساعت 12:22 نویسنده افتــــــابــ خامـــوش |