یکی اون بالا حواسش همیشه به بنده هاشه !

 

از چه مینالی آسمان ٬ چنین سخت و پرفشان ؟؟!

از چه گریانی ای  پر درد ؟

نکند تو نیز دلتنگی ...

دلتنگ این زمینان سر سخت ٬

این  زیبا رویان پر خشم ...

این سنگ دلان ؟!

از چه گریانی ٬ هان ؟

کاش بارانت را زبانی بود ... کاش!!!

 

پ . ن :

* از خودم بود ...

 * گردنم باز اذیتم میکنه  .. خیلی درد میکنه  :(

* چه  بارانی میـــــــــــــــــــــــــــــــــاد  .. ای جانم !!!

* باز با حراست درگیر شدم  و این بار جدی تر ... خدایا این دو ماهم بگذره  !

* خوشحالم که  از من خاطرات خوبی در ذهن داشتید ...

* سپردم به  مژگان که  برام لب تاب بگیره  ...

+تاریخ شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 18:3 نویسنده افتــــــابــ خامـــوش |