|
یکی اون بالا حواسش همیشه به بنده هاشه ! |
سکوت شرف داره به گفتن این حرفا ٬ سکوتم خیلی سنگین شده !
نفس کشیدنم نمیاد ! منی که با غمگینی مامان میخوام بمیرم ٬ منی که دلم میخواد
روزی هزار بار خودمو براش بکشم ٬ حالا کسی که نفسم بهش وصله هر روز اشک تو چشاش
جمع میشه ٬ دست خودش نیس دلش گرفته !
خدا این از لطفت به دوره ها ٬ تو خودت که میدونی چه گذشته ای داشته !
چند روز پیش منم حالم بد شد ٬ بعد هی تند تند اشکاشو پاک میکرد که من گریه نکنم و حالم
بد تر نشه ٬ هیچ کاری از دستم بر نمیاد خدا تو که از دست بر میاد یه کاری بکن !
این وبلاگ شاهده چقد التماست کردم آ ... هیچی به هیچی ؟؟؟؟
به جان مامان کفر نمیگم ٬ ولی خیلی دل شکسته ام ... خیلی !
تو خودت گفتی تو دل شکسته جا داری ٬ تو خودت گفتی وای از اون روی که دل مادری بشکنه !
تو خودت گفتی اگه صدات کنیم جواب میدی ...
چی شد پس ؟ ...
خدایا هر چه دارم ازم بگیر ولی نذار مامانم نگاهش غمیگین باشه !
نذار تو دلش غم باشه ٬ التماست میکنم ... التماس !!!
التماس ....

خدایا به چی قسمت بدم ؟ به کی ؟ چه جوری ؟ ...
ترخدا شما دعا کنید ....
نعره نيستند تا ز ناي جان بر آورم ٬دردهاي من نگفتني دردهاي من نهفتني است...
دردهاي من گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست درد مردم زمانه است
من تمام استخوان بودنم ٬ لحظه هاي ساده ي سرودنم درد مي کند !
انحناي روح من ٬ شانه هاي خسته ي غرور من ٬تکيه گاه بي پناهي دلم ٬شکسته است
کتف گريه هاي بي بهانه ام ٬بازوان حس شاعرانه ام زخم خورده است .
دردهاي پوستي کجا؟ درد دوستي کجا؟ ....
اين سماجت عجيب ٬پافشاري شگفت دردهاست !
دردهاي آشنا ٬دردهاي بومي غريب ٬ دردهاي خانگي ٬ دردهاي کهنه ي لجوج اولين قلم
حرف حرف درد را در دلم نوشته است .
دست سرنوشت خون درد را با گلم سرشته است ٬ پس چگونه سرنوشت ناگزير خويش را رها کنم؟
دفتر مرا دست درد مي زند ورق ٬ شعر تازه ي مرا درد گفته است درد هم شنفته است .
پس در اين ميانه من از چه حرف مي زنم؟
درد، حرف نيست درد، نام ديگر من است من چگونه خويش را صدا کنم؟ ...
در پس این درد ٬ تنها یک چیز مانده برایم و معنای همه چیز را برایم میدهد و او خداست .
خدایی که تنها امیدم به اوست ...
به او که از رگ گردن به من نزدیک تر است و از همان جا صدای هق هق گلوم را میشنود !

بعد نوشت .::.
+ به یه جایی رسیدم که هر چی تقلا میکنم نمیتوانم بفهمم چی درست و چی غلط ! اصلا انگار هیچ
چیز متوجه نمیشم ٬ حسم جوریه که دلم میخواد چشامو ببندم و انقده فشار بدم و جز سیاهی
هیچ چیز نبینم و وقتی پلک باز میکنم در ۱۰ سال آینده باشم ٬ اینجای زندگی خیلی بده !
+ مرسی ... بسیار زیبا بود !
+ خدایا از عمر من ٬ از زندگی من ٬ از خوشبختی من ٬ از هر آنچه که دارم بگیر ولی مادرم
ناراحت نشه ٬ اشکشو نبینم ٬ غمشو نبینم ! تو خودت میدانی این آرزوی منه ... من راضی ام
کاری کن !!
جمـــــعه نوشتـــــ .:.
+ میدانم نمیخواد به روم بیاره وگرنه میدانم تو دلش چه خبره ! جمعه باشه اذان بدن و دل تنگ هم
باشه ٬ سختمه دیدن اشکاش ولی نگاه غمگینش میکشدم ! خدایا به داد دلش برس ...
+ خیلی بی معرفتی ...
از قدیم میگفتن :
آب مال کوچیکتره !!
خب چون کوچیکه ٬ صبر نداره ٬ معنی نمیفهمه ٬ حکمت نمیدانه ٬
میدانی خدا ؟ ...
دلم ازت گرفته !
ماهم بچه ایم ٬ بی صبریم ... یعنی هرچیم صبر داشتیم تمام شد اما تو آب ندادی ....
دلم گرفته چون ازت خواستم ...
عاجزانه خواستم ٬ التماس کردم٬ قسم دادم ٬ داد زدم ٬ قهر کردم ....
ولی نداد ... بهم گوش نکردی ....
خدایا دلم گرفته !!!
یعنی انقدر .... واقعا نمیخوای کمک کنی ؟
یعنی همه چیز نادیده گرفتی ؟ یعنی مایی که بهت رو اوردیم پس میزنی ؟ ....
انقده صبر نیار ... صبر نداریم !! نداریم .. نداریم ...
بسه ... خواهش میکنم !! التماس میکنم ...
کلمــــــــات حقیر را چــگونهــ ٬
روی سفـــــــــــــیدی کاغـــذ بیاورمــــ ....
در حالــــــی که خود می دانــــم هیچ چیز فایدهــ ای ندارد ؟

بــعد نوشـــــــــــــــــت .::.
+ سکوت !
+ نمیدانم چرا انگیزه ندارم ٬ چرا به در بسته خوردیم ؟ یعنی توی این دنیا جایی برای من نبود ؟...
+ بی انگیزه ای برام به معنی مردنه ...
+ فرق کردم ٬ خیلی ...
+ نمیدانم من پر توقع ام یا واقعا حدسم درسته ... ولی خیلی بی معرفته ! هیچ موقع فک نمیکردم
انقده فرق بکنه ٬ همیشه فکر میکردم رابطمون ٬ نه ! قطعا من اشتباه میکنم ... اون هنوز همون
دوست خوبه منه ... من حساس شدم !
+ دلم برای لب تاپم تنگ شده ... کثافت !
دوشنبهــ نوشــــــت .:.
+ حالم از بابام بهم میخوره ٬ حیف این واژه نیست ؟ بابا ... تف به شرفت کثافت !
+ حرف اضافه موقوف ...
+ حالم بده !
+ ندا تو که نمیخوای چیزی رو بگی چرا میزاریم تو خماری ؟ جان من یه راهنمایی هم راجب خط
موبایلات بکن چون من به هرکدوم اسمس میدم قاطی پاتی میشه ؟ هردوش دست خودته ایا ؟
خدایـــــــــا ٬
میشهــ یا خیلی بزنی جلـــــــــــــــ ـ ـ ـ ـو ... یا خیلـــــــــــــی برگردونی عقـــب ؟...
اینجـــــای زندگیـــ ٬ خیلی دلـــــــم گرفتهـــ !!
خیلیــــ...

بعـد نـــــــــــــــــــوشت .::.
+ امروز خیلی حالم بد بود ؛ بدون اینکه بدانم چرا یک عالمه گریه کردم ...
+ چقد دلم میخواد برگردم به روزی که برای سجاد ازم خواستگاری شد ...
+ حس پرنده ای رو دارم که میدانه جاش بیرون از قفسه ؛ ولی تو قفسه !
+ روز مادر مبارک ...
+ یا زهرا کمک ...
خــــدایــا دیـدی؟؟!!!
کلی بـــــــاران فرستادی تـــا این لکه هـــا را از دلـــم بشویـــی...
...... من کـــه گفته بـــودم لکه نیست ،
زخــــــــــــــــــــــم است... !!!
آنقدر در میزنم تا در به رویم واکنی !!
سلام به اون اهل دلی ٬ که بی ریا و با صفاست !
قلب پر از محبتش ٬
همیشه به یاد خداست ...
دور باشه از وجودتون هر چی غم و هر چی بلاست .... ٬
گفتم سلامی عرض کنم ٬ نگید فلانی بی وفاست !!!

بعــــــــــد نـــــــــــــوشتــــــــــت .::.
+ ادامه مطالب بسيار قشنگه ٬ بخوانيد !
+ هنوز لب تاپم درست نشده ...
+ اين چند روزه به معناي واقعي جان كندم از معده درد !!
+ خدايا .....
+ ندا خانوم قولت يادت نره حاج خانوم ! :)
شهادت بانـــــــــویی که ازش شرمنده ام ٬ تــــــسلیتـــــ !

بــــــــــــعد نوشـــــتــــــــــ .::.
+ صبح در لب تاپم باز كردم ديدم مانيتورش خرد شده !!! شكر ...
+ الان كافي نت ام ٬ صداي نوحه اي مياد بي نهايت زيبا كه داره اشكمو در مياره ...
+ ديشب حسرت عزاداري حضرت زهرا رو خوردم ٬ امروز دعوت شدم ...
+ تا حد اقل دو هفته لب تاپ ندارم ! دادم گارانتي كه بفرستن تهران ... دم سامسونگ گرم !
+ تو بد ترين حالت ممكن رفتم خريد ... هه !
+ سعي ميكنم خوب باشم ...
+ اين روزآ حرف آقاي كامجو توي گوشم زمزمه ميشه ٬ در طريقت هرچه پيش راه سالك آيد خير اوست
+ تاييد نظر آ براي ندا خانوم ! بانو قرار بود جواب سئوالمو بدي آ ...يادته اون موقع آ هم برام صحيفه
سجاديه ميخواندي ؟ از سماره گرفته بودي :) صحيفه سجاديه يه شاهكاره عاشقانه اس ...
+ تو اين روز آ دعا بفرماييد ....
میدانی خدا ٬ من از اینکه همه چی باب میلش شد ناراحت نیسم ٬بچه که نیستم !
میدانم همه چی خواست تو ... حرفشونو قبول نمیکنم که میگن همیشه با اون بودی و باب میلش
بودی و هرچی خواسته بهش دادی ٬ میدانی آخه من ایمان دارم که بی انصاف نیستی ....
خیلی آ رو دیدم که خیلی بد بختن و تا وقتی نفس میکشن همش رنج میکشن ٬ ولی همیشه
در جواب اینکه چرا اینجورین گفتم خب خدا یه چیزی میدانه ٬
همینکه میگن خدا خر شناخت بهش شاخ نداد !!
یه بار به فاطمه گفتم کاش خدا زبان داشت ٬ کاش میشد به زبان ما جوابمونو بده ! در جواب گفت
اگه خدا زبان داشت دیگه نه من قبولش داشتم نه تو !! شایدم اینجوری بود ولی منم مث اون قصه
که پیر زنه دوست داشت خدا بیاد خانه اش دوست دارم باهام با زبان انسان ها حرف بزنی ....
میبینی دلم خیلی گرفته ٬ اشکام بی دلیل میان پایین !! خیلی خسته شدم ... اصلا ناتوان شدم
دست خودمم نیست آ ... دلم میخواد بغلم کنی و محکم فشارم بدی ٬ انقده فشارم بدی که دردم
بیاد و بدانم هستی ٬ دلم میخواد !
خدایا دلم بی نهایت معجزه میخواد ٬ نمیدانم چه ولی خاموشی این آتیش میخوام !
معجزه ای بفرما ٬ ...
میدانم هستی ٬ هستی ... واقعا هستی و کمکم میکنی ٬ ولی زودتر خدا ... زودتر !
کمکم کن ٬ بغلم کن .. دستمو فشار بده ! کمکم کن ...
.jpg)
+ دعام کنید !
+ حالم از خودش و تک تک خانواده اش بهم میخوره !
+ دکتر گفت تمام سطح معده ام زخم آی ریز و درشته که عفونتم کرده ٬ شکر ...
+ مرسی ندا.ک جان ٬ ممنون !
می خواهم بنویسم
ولی ذهنم پر از سکوت و فغان است.
پر از هیچ....
من فقط اینجا تو رو دارم ای خدا !!